ترجمه "Horisont" به فارسی
افق, افق, اف بهترین ترجمه های "Horisont" به فارسی هستند.
Horisont
-
افق
nounHorisonten var klar och himlen molnfri.
افق کاملاً صاف بود و در آسمان لکهای از ابر دیده نمیشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Horisont " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
horisont
noun
common
دستور زبان
-
افق
nounOch det finns en stor förändring på horisonten.
و یک تغییر عمده ای در افق در حال وقوع است.
-
اف
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن