ترجمه "Hud" به فارسی
پوست, پوست, pust بهترین ترجمه های "Hud" به فارسی هستند.
Hud
Hud (islamisk profet)
-
پوست
nounHuden är ju lika tjock inifrån!
پوست از داخل و بیرون به یه اندازه ضخیمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hud " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hud
noun
common
w
دستور زبان
-
پوست
nounیکی از بزرگ ترین اعضای بدن
Hans hud kommer att matcha. Vi åker dit för mordet.
پوست اون يکيه با مدرک ، پاي همه ما وسطه.
-
pust
-
لایه زیرین پوست
noun -
پوشش اندام
noun
تصاویر با "Hud"
عباراتی شبیه به "Hud" با ترجمه به فارسی
-
پوست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن