ترجمه "Lever" به فارسی
کبد, جگر, کبد بهترین ترجمه های "Lever" به فارسی هستند.
Lever
-
کبد
nounاز غدههای بدن است که در فعالیتهای سوختوساز بدن مانند گوارش نقش دارد
Lever är det enda organet du inte kan tillskriva intrakraniellt tryck.
کبد تنها عضو بدنه که نمي توني از کار افتادنش رو به فشار داخل مغزنسبت بدي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Lever " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
lever
noun
verb
common
w
دستور زبان
organ hos ryggradsdjur [..]
-
جگر
nounDom har ett medvetande, ett hjärta och en lever.
اونها يک مغز ، قلب ، و يک جگر دارن.
-
کبد
nounDet kan binda samman bristande blodtillförsel i tarmar, lungor och lever.
چندتا لخته ي خوني ميتونه باعث مشکل روده ي خوني ، ريه و کبد بشه.
تصاویر با "Lever"
عباراتی شبیه به "Lever" با ترجمه به فارسی
-
قصر متحرک هاول
-
جگرى
-
لئون تروتسکی
-
لئو لانداو
-
لو کامنف
-
گروهی از موجودات زنده
-
شمع
-
لو ویگوتسکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن