ترجمه "Pizza" به فارسی

پیتزا, پیتزا بهترین ترجمه های "Pizza" به فارسی هستند.

Pizza
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیتزا

    noun

    نوعی غذای ایتالیایی

    Pizza till frukost. De får inte ens porslin och bestick.

    پیتزا برای صبحانه. به اونا حتی یه ظرف سفالی هم داده نمیشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pizza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pizza noun common w دستور زبان

rätt [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیتزا

    noun

    Ett ugnsbakat platt bröd täckt med tomatsås och andra tillbehör.

    Om Anna inte kan äta pizza, så äter inte jag det heller.

    خب ، اگر " آنا " نمیتونه پیتزا بخوره پس منم نمی خورم.

تصاویر با "Pizza"

اضافه کردن

ترجمه های "Pizza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه