ترجمه "Puls" به فارسی
نبض, پالس, نبض بهترین ترجمه های "Puls" به فارسی هستند.
Puls
-
نبض
nounOm hon har en puls så släpper vi in henne.
اگه نبض داشته باشه ، میذاریم بیاد تو
-
پالس
I den andra pulsen såg han något annat.
و در پالس دوم یک چیز دیگه رو می بینه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Puls " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
puls
-
نبض
nounOm hon har en puls så släpper vi in henne.
اگه نبض داشته باشه ، میذاریم بیاد تو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن