ترجمه "Ryggrad" به فارسی

ستون مهرهها, ستون فقرات, ستون مُهرهها بهترین ترجمه های "Ryggrad" به فارسی هستند.

Ryggrad
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستون مهرهها

    som har fastnat precis intill ryggraden på den här personen.

    که درست کنار ستون مهره های شخص جا خوش کرده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ryggrad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ryggrad noun common w دستور زبان

pelare av kotor

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستون فقرات

    noun

    Jag bor med killen som inspekterar en bruten ryggrad.

    من با کسي زندگي ميکنم که ستون فقرات بررسي ميکنه

  • ستون مُهرهها

  • ستون مهره

    noun

    som har fastnat precis intill ryggraden på den här personen.

    که درست کنار ستون مهره های شخص جا خوش کرده است.

  • ستون مهرهها

    som har fastnat precis intill ryggraden på den här personen.

    که درست کنار ستون مهره های شخص جا خوش کرده است.

تصاویر با "Ryggrad"

اضافه کردن

ترجمه های "Ryggrad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه