ترجمه "Selfie" به فارسی
سلفی, سلفی بهترین ترجمه های "Selfie" به فارسی هستند.
Selfie
-
سلفی
adjective nounعکاسی از خود
Hon sov sött tills du tog en selfie med henne!
تو به خوبی خوابیده بود تا این که تو خواستی باهاش سلفی بگیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Selfie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
selfie
w
-
سلفی
adjective nounHon sov sött tills du tog en selfie med henne!
تو به خوبی خوابیده بود تا این که تو خواستی باهاش سلفی بگیری
تصاویر با "Selfie"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن