ترجمه "Skala" به فارسی
گام, مقیاس قسمی بهترین ترجمه های "Skala" به فارسی هستند.
Skala
-
گام
nounJag visade skalorna för honom, och han var...
من گام هاي موسيقي رو بهش نشون دادم و وقتي اومدم خونه اون داشت... !
-
مقیاس قسمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Skala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
skala
verb
noun
common
دستور زبان
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"skala" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای skala در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Skala" با ترجمه به فارسی
-
مقیاس لگاریتمی
-
مقیاسهای گروهبندی اعداد
-
پوست
-
خلال · شنج · صدف · لاک · ممنون- شادباش · نرده چوبی · پوست · پوست کندن · پوسته · کندن
-
گام کروماتیک
-
گام پنتاتونیک
-
گام کروماتیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن