ترجمه "Slug" به فارسی
اسلاگ, مکار, زرنگ بهترین ترجمه های "Slug" به فارسی هستند.
Slug
-
اسلاگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Slug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
slug
adjective
دستور زبان
-
مکار
Jag tror att du vet precis var min medaljong är, din sluga flicka.
فکر میکنم دقیقاً میدونی مدالم کجاست دختر مکار
-
زرنگ
adjectiveMin bror, utöver allt annat som kan sägas om honom, kan vara slug.
با وجود تمام عيب هايي که داره ، مي تونه خيلي زرنگ باشه
-
رند
noun -
ناقلا
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن