ترجمه "Stav" به فارسی
یاخته استوانهای, عصا, چوب بهترین ترجمه های "Stav" به فارسی هستند.
Stav
-
یاخته استوانهای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Stav " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
stav
noun
common
w
دستور زبان
-
عصا
Aron kastade sin stav, och den blev en stor orm.
هارُون عصایش را به زمین انداخت، و عصا تبدیل به مار بزرگی شد.
-
چوب
nounVi tror att han försöker lokalisera Horus stav.
ما فکر ميکنيم اون ميخواد چوب دستي هروس رو پيدا کنه.
-
تیرک
-
ترجمه های کمتر
- پالار
- چوبک
تصاویر با "Stav"
عباراتی شبیه به "Stav" با ترجمه به فارسی
-
غلط نوشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن