ترجمه "TV" به فارسی
تلویزیون, تلويزيون بهترین ترجمه های "TV" به فارسی هستند.
TV
دستور زبان
-
تلویزیون
nounTV ger så mycket och frågar så lite.
تلویزیون کلی چیز بهش میده و هیچی هم ازش نمیخواد.
-
تلويزيون
Man kan se den utanför fönstret eller på TV.
مي توني وقتي از پنجره نگاه مي كني ببينيش. يا وقتي كه تلويزيون رو تماشا مي كني.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " TV " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
tv
noun
common
دستور زبان
television [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"tv" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای tv در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "TV" با ترجمه به فارسی
-
تهیهکننده تلویزیونی
-
شبیهساز کنسول بازی
-
تلویزیون زمینی
-
برنامه صبحگاهی
-
بازیگر تلویزیون
-
تلویزیون کابلی
-
تلویزیون روژ
-
تلویزیون ماهوارهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن