ترجمه "ackord" به فارسی
وتر, آکورد, تار بهترین ترجمه های "ackord" به فارسی هستند.
ackord
noun
neuter
دستور زبان
-
وتر
noun -
آکورد
nounatt stapla toner för att skapa ackord.
روی هم انباشته کردن ارتفاع (نت) که آکورد را تشکیل میدهد.
-
تار
noun" Allt jag har är gitarren, ackorden och sanningen. "
اوه. مثل گيتار منه ، کورد ( تار صو.تي ) و حقيقت
-
ترجمه های کمتر
- ریسمان
- عصب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ackord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ackord
-
آکورد
nounatt stapla toner för att skapa ackord.
روی هم انباشته کردن ارتفاع (نت) که آکورد را تشکیل میدهد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن