ترجمه "administration" به فارسی
حکومت, اداره, مدیریت بازرگانی بهترین ترجمه های "administration" به فارسی هستند.
administration
noun
common
دستور زبان
-
حکومت
nounHan skulle framstå som svag, som om han mist kontrollen över administrationen.
اينطوري سست و ضعيف نشونش ميده ، انگار کنترل و نظارتش رو بر حکومت از دست داده.
-
اداره
nounInser administrationen vad vi gör hänger de oss båda för förräderi.
اداره کل فهميده که داريم چيکار ميکنيم ؟ اونا مارو بخاطر خيانت ميکشن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " administration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Administration
-
مدیریت بازرگانی
-
مدیریت سیستم
عباراتی شبیه به "administration" با ترجمه به فارسی
-
اداره مواد غذائی و داروئی ایالات متحده آمريکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن