ترجمه "afton" به فارسی
عصر, شب, شام بهترین ترجمه های "afton" به فارسی هستند.
afton
noun
common
w
دستور زبان
-
عصر
nounBesök min bordell i afton.
امروز عصر بايد يه سري به فاحشه خونه ي من بزني.
-
شب
nounMan har alltid tänt nya ljus varje afton i det kungliga hushållet.
هميشه رسم بر اين بوده که هر شب در قصر سلطنتي نور شمع هاي تازه وجود داشته باشه
-
شام
noun -
ایوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "afton"
عباراتی شبیه به "afton" با ترجمه به فارسی
-
عصر
-
عصر بخیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن