ترجمه "apparat" به فارسی
دستگاه, آپارات, افزاره بهترین ترجمه های "apparat" به فارسی هستند.
apparat
noun
common
دستور زبان
-
دستگاه
nounTänk att kunna kontrollera vilken apparat som helst bara genom att skicka ett kommando med radiovågor.
تصور کن بتوني يک دستگاه راديويي را به راحتي با فرستادن امواج راديويى کنترل کني.
-
آپارات
-
افزاره
noun
-
ترجمه های کمتر
- ماشین
- لوازم
- الت
- اسباب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apparat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن