ترجمه "armband" به فارسی
بازوبند, دستبند بهترین ترجمه های "armband" به فارسی هستند.
armband
noun
neuter
دستور زبان
-
بازوبند
noun -
دستبند
nounsmycke som bärs runt handleden
Dom kommer aldrig att få reda på vem som stal mitt armband.
اونا نميتونند ادمي رو که دستبند رو دزديده پيدا کنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armband " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "armband"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن