ترجمه "assistent" به فارسی
دستیار, آسیستان بهترین ترجمه های "assistent" به فارسی هستند.
assistent
noun
common
دستور زبان
medhjälpare
-
دستیار
nounFixa en jävla assistent som kan svara i telefon.
یه دستیار مادر مرده بگیر جواب تلفن هاتو بده
-
آسیستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assistent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "assistent"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن