ترجمه "avbrott" به فارسی

وقفه, توقف, درنگ بهترین ترجمه های "avbrott" به فارسی هستند.

avbrott Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • وقفه

    noun

    En glädjande avbrott i ett annars tråkigt år.

    يک وقفه ي خشنود کننده در يک سال راکد و کسل کننده

  • توقف

    noun
  • درنگ

    noun
  • غیر دائم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " avbrott " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Avbrott
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • وقفه

    noun

    Avbrottet i REM-sömnen måste ha orsakat hjärtstilleståndet.

    وقفه در خواب reM بايد باعث حمله قلبي شده باشه

عباراتی شبیه به "avbrott" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "avbrott" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه