ترجمه "axel" به فارسی

محور, شانه, اکسل بهترین ترجمه های "axel" به فارسی هستند.

axel noun common دستور زبان

kroppsdel [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • محور

    noun

    Om jorden snurrade perfekt på sin axel. Skulle vår bild ovan aldrig förändras.

    اگر زمين صاف به دور محور خود را حرکت کند ستارگان و موقعيت آنها را تغيير نکند.

  • شانه

    noun

    Vi berättar väldigt övertygande historier, men rycker lite på axlarna.

    ما داستان بسیار متقاعد کننده ای را میگوئیم ،و کمی شانه هایمان را بالا میاندازیم.

  • اکسل

    mekanisk, ofta cylinderformad maskindel, som överför kraft

    Axel försöker fixa det om vi måste fly.

    " اکسل " داره سعي ميکنه تعميرش کنه. وقتِ ضرورت و اينا.

  • ترجمه های کمتر

    • دوش
    • کتف
    • آسه
    • کول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " axel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Axel proper
+ اضافه کردن

"Axel" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Axel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "axel"

عباراتی شبیه به "axel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "axel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه