ترجمه "baby" به فارسی
بچه, کودک, طفل بهترین ترجمه های "baby" به فارسی هستند.
baby
دستور زبان
spädbarn [..]
-
بچه
nounانسان بسیار جوان، از هنگام تولد تا یکسالگی
Jag tror definitivt vändpunkten var att äta babyn.
به نظرم نقطه برگشت حتما خوردن بچه بوده.
-
کودک
nounNu är ni mjuk och skön som en baby.
شما به عنوان براق به عنوان یک کودک است.
-
طفل
nounVem är babyn på bilden, och vems finger håller han i?
۱. این طفل کوچولو کیست و انگشت چه کسی را گرفته است؟
-
tefl
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "baby"
عباراتی شبیه به "baby" با ترجمه به فارسی
-
دختر میلیون دلاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن