ترجمه "backe" به فارسی
تپه, زمین, kuh بهترین ترجمه های "backe" به فارسی هستند.
backe
noun
common
w
دستور زبان
markområde
-
تپه
nounAtt bli dragen uppför backen och åka rakt ner till en öl.
تا بريم بالاي يه تپه ، اسکي بريم پايين ، و يه آبجو بزنيم بالا.
-
زمین
nounEn livlös kvinna låg på backen,
زن بیجانی با کودکی لاغر و نحیفی در آغوشش بر زمین افتاده بود،
-
kuh
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "backe"
عباراتی شبیه به "backe" با ترجمه به فارسی
-
سینهگاه (کشتی)
-
دفتر پسخوان
-
سینهگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن