ترجمه "bandspelare" به فارسی

ضبط, رکوردر, ضبط صوت بهترین ترجمه های "bandspelare" به فارسی هستند.

bandspelare Noun w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضبط

    Så jag tog fram min bandspelare och bestämde mig för att ta reda på mer.

    پس من تصمیم گرفتم تا دستگاه ضبط خودم رو برداشته و بیشتر بفهمم.

  • رکوردر

  • ضبط صوت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bandspelare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bandspelare"

اضافه کردن

ترجمه های "bandspelare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه