ترجمه "bank" به فارسی
بانک, بانک بهترین ترجمه های "bank" به فارسی هستند.
bank
noun
common
دستور زبان
-
بانک
nounبانک
Vi har en söt rödhårig Amy nere vid banken.
ما هم يه دختر خوشگل موقرمز توي بانک داريم که اسمش اميه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bank
-
بانک
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Bankerna är oroliga för sina tillgångar.
بانک جهاني از اين اتفاق احساس ترس کرده
تصاویر با "bank"
عباراتی شبیه به "bank" با ترجمه به فارسی
-
ایبان
-
بریانا بنکس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن