ترجمه "bara" به فارسی
فقط, همین, هَمین بهترین ترجمه های "bara" به فارسی هستند.
bara
adjective
adverb
دستور زبان
-
فقط
adverbJag ville bara kolla min mail.
فقط میخواستم ایمیلم را چک کنم.
-
همین
Den bara försvann. Det kändes som ett mirakel.
به همین راحتی ناپدید شد. مثل یک معجزه بود.
-
هَمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bara" با ترجمه به فارسی
-
بار · برهنه · لخت
-
حذف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن