ترجمه "batong" به فارسی
عصا, باتوم, باتون بهترین ترجمه های "batong" به فارسی هستند.
batong
-
عصا
-
باتوم
Hans batong är så mycket större än... Kick-Ass.
باتوم ش خیلی از مال " بزن بهادر " گنده تره
-
باتون
noun
-
ترجمه های کمتر
- همدم
- برادر
- مخفف نام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " batong " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Batong
-
باتوم
باتون
Batong, tack, Sergeant Drake.
اگر زحمتي نيست يک باتوم بده ، گروهبان " دريک "
اضافه کردن مثال
اضافه کردن