ترجمه "befria" به فارسی

آزاد کردن, آزاد, آزاد ساختن بهترین ترجمه های "befria" به فارسی هستند.

befria verb دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزاد کردن

    verb

    Jag befriade hans usla huvud från hans eländiga axlar.

    من کله بدترکیبشو از شونه های بدبختش آزاد کردم.

  • آزاد

    adjective adverb

    Världen älskar bilden av Damaskus som befriats av arabarmén.

    دنيا از تصوير دمشق لذت مي بره كه توسط ارتش اعراب آزاد شده.

  • آزاد ساختن

    Profetissan Debora sporrade honom att ta initiativet i att befria israeliterna från den kanaaneiske kungen Jabins förtryck.

    دَبورَهٔ نبیه باراق را تشویق کرد اقدام به آزاد ساختن اسرائیلیان از ظلم یابین، پادشاه کنعانی کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " befria " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "befria" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "befria" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه