ترجمه "begravning" به فارسی

جنازه, خاکسپاری, تدفین بهترین ترجمه های "begravning" به فارسی هستند.

begravning noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنازه

    noun

    Där står du, vuxna karln, och tänker utebli från din fars begravning?

    سر و مر و گنده اونجا ايستادي بهم ميگي نميخواي به تشييع جنازه ي پدرت بياي ؟

  • خاکسپاری

    Ni ska redan på en begravning, fröken borgmästare.

    همین الانش باید بری به یه خاکسپاری ، خانم شهردار

  • تدفین

    noun

    Nej, vi tänker ge dem en hederlig begravning.

    نه میخوایم براشون مراسم تدفین در شانشون بگیریم!

  • ترجمه های کمتر

    • دفن
    • دفنی
    • آیین تدفین
    • به خاکسپاری
    • مراسم تشییع جنازه
    • مراسم دفن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " begravning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "begravning"

اضافه کردن

ترجمه های "begravning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه