ترجمه "bekant" به فارسی
آشنا, اطلاع, دوست بهترین ترجمه های "bekant" به فارسی هستند.
bekant
adjective
noun
common
دستور زبان
-
آشنا
adjective nounDet är för att jag insåg varför du verkar bekant.
واسه اين اومدم اينجا چون که فهميدم براي چي انقدر به نظرم آشنا هستي.
-
اطلاع
nounNi är bekant med dubbel bokföring?
مطمئنم كه بخوبي ميدوني ميدوني دوبار وارد كردن اطلاعات يعني چي
-
دوست
nounVarför låter det så bekant?
آره ، فکر کردم که ممکنه این قسمت رو دوست داشته باشید
-
ترجمه های کمتر
- اشنایان
- رابطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bekant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bekant" با ترجمه به فارسی
-
آشنا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن