ترجمه "bensen" به فارسی
بنزن, بنزین, بنزن بهترین ترجمه های "bensen" به فارسی هستند.
bensen
noun
common
دستور زبان
-
بنزن
exponering för bensen och pulveriserade metaller,
قرار گرفتن در معرض بنزن و فلزات اتمیزه
-
بنزین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bensen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bensen
-
بنزن
exponering för bensen och pulveriserade metaller,
قرار گرفتن در معرض بنزن و فلزات اتمیزه
تصاویر با "bensen"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن