ترجمه "bild" به فارسی
تصویر, نگاره, تصوير بهترین ترجمه های "bild" به فارسی هستند.
bild
noun
common
w
دستور زبان
visuell representation
-
تصویر
nounEn bild säger mer än tusen ord.
یک تصویر به اندازهٔ هزار کلمه میارزد.
-
نگاره
noun -
تصوير
Världen älskar bilden av Damaskus som befriats av arabarmén.
دنيا از تصوير دمشق لذت مي بره كه توسط ارتش اعراب آزاد شده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bild " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bild
Bild (tidning)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bild" در فرهنگ لغت سوئدی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bild در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bild"
عباراتی شبیه به "bild" با ترجمه به فارسی
-
باسواد
-
عکس فوری تقویم
-
تصویر رقومی
-
اسکن · پویش
-
تصویر دیجیتالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن