ترجمه "bitter" به فارسی

تلخ, زهرخنده, تند بهترین ترجمه های "bitter" به فارسی هستند.

bitter adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلخ

    adjective

    Han skulle bli uppriven över sekterismens bittra splittring.

    او از تفرقه تلخ فرقه گرایی خرد میشد.

  • زهرخنده

    adjective
  • تند

    adjective

    Hon är så bitter ibland.

    اون بعضی وقتا تند میشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bitter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bitter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه