ترجمه "blodigel" به فارسی

زالو, زروک بهترین ترجمه های "blodigel" به فارسی هستند.

blodigel Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • زالو

    noun

    Nyss hade jag en blodigel som satt på mitt öga.

    همين الان يه زالو چشممو گاز زد

  • زروک

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blodigel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blodigel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه