ترجمه "blodigel" به فارسی
زالو, زروک بهترین ترجمه های "blodigel" به فارسی هستند.
blodigel
Noun
دستور زبان
-
زالو
nounNyss hade jag en blodigel som satt på mitt öga.
همين الان يه زالو چشممو گاز زد
-
زروک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blodigel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن