ترجمه "blodplasma" به فارسی
پلاسما, پلاسما بهترین ترجمه های "blodplasma" به فارسی هستند.
blodplasma
noun
common
دستور زبان
-
پلاسما
Ingen blodplasma, några förband, nästan inget morfin.
پلاسما ندارم ، دو تا بانداژ ، تقريبا مورفين هم ندارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blodplasma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Blodplasma
-
پلاسما
Ingen blodplasma, några förband, nästan inget morfin.
پلاسما ندارم ، دو تا بانداژ ، تقريبا مورفين هم ندارم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن