ترجمه "blomma" به فارسی

گل, شکوفه, gl بهترین ترجمه های "blomma" به فارسی هستند.

blomma verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • گل

    noun

    انواع گل

    Jag sätter blommorna i vas och berättar att ni är här.

    من الان اين گلها رو ميذارم توي گلدون و به همسرم ميگم که شما اينجايين.

  • شکوفه

    noun

    College bunden till våren, hon kommer tillbaka när träden blommar.

    محدوده ي دانشگاه تا بهار ، اون ، وقتي که شکوفه هاي گيلاس دوباره باز بشن برميگرده.

  • gl

  • ترجمه های کمتر

    • gol
    • شکوفه دادن
    • شکوفه کردن
    • گل دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blomma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "blomma"

اضافه کردن

ترجمه های "blomma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه