ترجمه "bock" به فارسی
بز, کل, تگه بهترین ترجمه های "bock" به فارسی هستند.
bock
noun
common
w
دستور زبان
-
بز
nounNu ska vi dike bocken och babe och ut på vägarna!
حالا ، بيا بز و عزيز رو ول کنيم و بزنيم به جاده!
-
کل
adjective noun -
تگه
-
شاک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bock
-
تیک
تصاویر با "bock"
عباراتی شبیه به "bock" با ترجمه به فارسی
-
بازی خرپلیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن