ترجمه "bombning" به فارسی
بمبگذاری, بمباردمان بهترین ترجمه های "bombning" به فارسی هستند.
bombning
Noun
دستور زبان
-
بمبگذاری
Han dog nästan i bombningen.
اون نزدیک بود توی بمبگذاری کشته بشه
-
بمباردمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bombning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bombning" با ترجمه به فارسی
-
بمباران درسدن
-
بمباران راهبردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن