ترجمه "bubbla" به فارسی
حباب, بادکنک بهترین ترجمه های "bubbla" به فارسی هستند.
bubbla
noun
verb
common
دستور زبان
-
حباب
nounHon blev frustrerad; hon blåste bubblor i mitt ansikte.
او ناامید شد، حباب ها را بصورت من فوت کرد.
-
بادکنک
nounBrast din lilla Harlequin-bubbla nu?
اوه ، من بادکنک رمانتيکه شما رو ترکوندم ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bubbla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bubbla"
عباراتی شبیه به "bubbla" با ترجمه به فارسی
-
حباب دات-کام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن