ترجمه "bugg" به فارسی
باگ, اشکال نرمافزاری بهترین ترجمه های "bugg" به فارسی هستند.
bugg
noun
common
دستور زبان
pardans
-
باگ
Om det bara är några buggar är det en mirakulös framgång.
اگه موضوع فقط يه تعداد باگ باشه پيروزي معجزه آساي بزرگي خواهيم داشت
-
اشکال نرمافزاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bugg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن