ترجمه "bur" به فارسی

قفس, زندان, قفس بهترین ترجمه های "bur" به فارسی هستند.

bur noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • قفس

    noun

    Jag låste in henne i en bur nedgrävd i marken.

    گولش زدم و توي يه قفس زير زمين حبسش کردم.

  • زندان

    noun

    De burar in honom igen bara han går mot rött.

    کيس يه قضايايي داره که اگه چيزي بشه ميره زندان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bur
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • قفس

    noun

    Jag låste in henne i en bur nedgrävd i marken.

    گولش زدم و توي يه قفس زير زمين حبسش کردم.

تصاویر با "bur"

عباراتی شبیه به "bur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه