ترجمه "burka" به فارسی

برقع, برقع بهترین ترجمه های "burka" به فارسی هستند.

burka noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • برقع

    noun

    muslimskt plagg för kvinnor som täcker hela kroppen

    Det var inte lika intressant som när de drog fram en burka.

    بايد تويوتا داشته باشين وقتي برقع رو از سرم برداشتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " burka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Burka
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • برقع

    noun

    پوششی که برخی زنان مسلمان از آن استفاده میکنند و بیشتر در افغانستان و پاکستان و منطقه هرمزگان ایران رایج است

    Det var inte lika intressant som när de drog fram en burka.

    بايد تويوتا داشته باشين وقتي برقع رو از سرم برداشتن

عباراتی شبیه به "burka" با ترجمه به فارسی

  • بستو
  • بانکه · بستو · شیشه · قوطی
  • بانکه · بستو · شیشه · قوطی
اضافه کردن

ترجمه های "burka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه