ترجمه "buss" به فارسی

اتوبوس, عامه, رفیق بهترین ترجمه های "buss" به فارسی هستند.

buss adjective noun interjection common w دستور زبان

fordon [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتوبوس

    noun

    större vägfordon som transporterar personer [..]

    Klev du ut framför en buss för att rädda en pojke?

    تو براي نجات يه پسر پريدي جلوي اتوبوس ؟

  • عامه

    noun
  • رفیق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دوست
    • انتقال دهنده
    • توده مردم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buss " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Buss
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • گذرگاه (رایانه)

تصاویر با "buss"

اضافه کردن

ترجمه های "buss" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه