ترجمه "byte" به فارسی
بایت, طعمه, غارت بهترین ترجمه های "byte" به فارسی هستند.
byte
noun
common
neuter
دستور زبان
enhet för datamängd
-
بایت
nounیکای اطلاعات و ذخیره سازی در رایانه
-
طعمه
nounDe hittar sitt byte med hjälp av ljud.
فقط با صدا طعمه رو پيدا مي كنن.
-
غارت
nounPå sätt och vis delade de också ”byte” när Hamans enorma förmögenhet tillföll dem.
میتوان گفت که آنان نیز ‹غارت را تقسیم کردند› زمانی که خانه و اموال هامان به آنان رسید.
-
ترجمه های کمتر
- تاراج
- غنيمت
- قربانی
- چپاول
- انعام
- استخر
- استفاده نامشروع
- توده انباشته
- غنیمت جنگی
- کوله پشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " byte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "byte" با ترجمه به فارسی
-
نشان ترتیب بایت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن