ترجمه "champagne" به فارسی
شامپاین, shampayn, شامپانی بهترین ترجمه های "champagne" به فارسی هستند.
champagne
noun
common
w
دستور زبان
vin från Champagne
-
شامپاین
nounJo, en gång på en fest, skulle jag dricka champagne...
یه زمانی توی این پارتی ، من شامپاین نوشیدم
-
shampayn
-
شامپانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " champagne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Champagne
-
شامپاین
Champagnen är slut, så det här får duga.
شامپاین نداشتیم اینارو آوردم
تصاویر با "champagne"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن