ترجمه "cowboy" به فارسی

کابوی, گاوچران بهترین ترجمه های "cowboy" به فارسی هستند.

cowboy noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • کابوی

    Vad är ditt intresse i det här, cowboy?

    به تو چه ربطی داره کابوی ؟

  • گاوچران

    noun

    en aktiv cowboy, startar sin morgon med en simtur.

    او یک گاوچران فعال است که صبحش را با شنا آغاز می کند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cowboy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cowboy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cowboy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه