ترجمه "dator" به فارسی
کامپیوتر, رایانه, رايانِه بهترین ترجمه های "dator" به فارسی هستند.
dator
noun
common
w
دستور زبان
-
کامپیوتر
nounDetta är min dator.
این کامپیوتر من است.
-
رایانه
nounماشینی است که از آن برای پردازش اطلاعات استفاده میشود
Men om fem år kommer datorerna att ha lämnat oss långt bakom sig.
اما در عرض پنج سال، رایانه ها از این جدول خارج خواهند شد.
-
رايانِه
-
رایانِه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dator"
عباراتی شبیه به "dator" با ترجمه به فارسی
-
استاندارد رمزگذاری داده سه مرحله ای
-
بزرگ داده
-
سرعت داده افزایش یافته برای تحول جیاسام
-
شبکه رایانه به رایانه
-
پیشینه سختافزار رایانه
-
انبار داده
-
اشیا داده ای ActiveX
-
داده های از بین رفته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن