ترجمه "debatt" به فارسی
مناظره, بحث, مباحثه بهترین ترجمه های "debatt" به فارسی هستند.
debatt
noun
common
w
دستور زبان
-
مناظره
argumentering mellan två parter för att vinna anhängare
Jag skulle aldrig nånsin blanda in era barn i debatten.
من هيچوقت به خودم اجازه نميدم که از بچه هات تو مناظره استفاده کنم.
-
بحث
nounBåda visades i Israel och skapade stor debatt.
هر دو آنها در اسرائیل پخش شدند و بحث های گسترده ای را ایجاد کردند.
-
مباحثه
nounTro inte att jag kommer på debatten.
از من انتظار نداشته باش که بيام به مباحثه ت
-
ترجمه های کمتر
- ستیزه
- بحث و جدل
- مذاکرات پارلمانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " debatt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "debatt"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن