ترجمه "deg" به فارسی

خمیر, پول بهترین ترجمه های "deg" به فارسی هستند.

deg noun common w دستور زبان

tjock blandning

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیر

    noun

    Surdeg används för att få deg att jäsa och har alltså en stor effekt på degen.

    خمیرمایه برای تخمیر و ور آمدن خمیر استفاده میشد.

  • پول

    noun

    Jag går inte på college när jag kan turnera och tjäna deg!

    من به يه كالج خسته كننده نميرم وقتي ميتونم پول به دست بيارم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "deg"

اضافه کردن

ترجمه های "deg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه