ترجمه "deg" به فارسی
خمیر, پول بهترین ترجمه های "deg" به فارسی هستند.
deg
noun
common
w
دستور زبان
tjock blandning
-
خمیر
nounSurdeg används för att få deg att jäsa och har alltså en stor effekt på degen.
خمیرمایه برای تخمیر و ور آمدن خمیر استفاده میشد.
-
پول
nounJag går inte på college när jag kan turnera och tjäna deg!
من به يه كالج خسته كننده نميرم وقتي ميتونم پول به دست بيارم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "deg"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن