ترجمه "detta" به فارسی
این, آن, اون بهترین ترجمه های "detta" به فارسی هستند.
detta
دستور زبان
Det angivna föremålet, saken etc.
-
این
pronounDenna fågel lever varken i Japan eller i Kina.
این پرنده نه در ژاپن می زید و نه در چین.
-
آن
pronounPicasso målade denna tavla år 1950.
آن تصویر را پیکاسو در 1950 کشید.
-
اون
pronounPicasso målade denna tavla år 1950.
آن تصویر را پیکاسو در 1950 کشید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "detta" با ترجمه به فارسی
-
زندگی پس از مرگ
-
آن · اون · این
-
اسبق · سابق · قبلی · قدیم · قدیمی · پیشین
-
ایدون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن