ترجمه "diet" به فارسی
رژیم, پرهیز, رژیم غذایی بهترین ترجمه های "diet" به فارسی هستند.
diet
noun
common
دستور زبان
-
رژیم
nounNi får börja med en diet utan nötter.
انگار قراره رژیم بدون گردو رو شروع کنید.
-
پرهیز
noun -
رژیم غذایی
Man kan lära sig massor om forntida diet och tarmsjukdomar,
شما می تونید اطلاعات زیادی از رژیم غذایی پیشینیان و بیماریهای روده ای کسب کنید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن