ترجمه "dirigent" به فارسی

رهبر ارکستر, هادی, هدایت کننده بهترین ترجمه های "dirigent" به فارسی هستند.

dirigent noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • رهبر ارکستر

    noun

    person som konstnärligt leder orkestern

    Jag vill umgås med min son, dirigenten.

    اومدم يه کم با پسرم ، رهبر ارکستر وقت بگذرونم.

  • هادی

    noun
  • هدایت کننده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dirigent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dirigent"

اضافه کردن

ترجمه های "dirigent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه